پنج سوال و تردید در مورد نظریه تکامل فرگشت ، Evolution

پنج سوال و تردید در مورد نظریه تکامل فرگشت ، Evolution

پنج سوال و تردید در مورد نظریه تکامل فرگشت ، Evolution

از زمانی که چارلز داروین نظریه تکامل یا بهتر بگوییم تطور یا فرگشت را در کتاب «خاستگاه گونه‌ها»  خود مطرح کرد و برای سالها سوالاتی گاه برای کسب اطمینان و دانش بیشتر و گاهی برای زیرسوال بردن این نظریه مطرح شده است. حقیقت این است که ادعای داروین در دگرگونی زیستی سالهاست که دیگر صرفاً یک فرضیه نیست و  تبدیل به بخشی از علم شده است اما عجیب است که همچنان شاهد مطرح شدن تردیدهای رایج هستیم. در ادامه به پنج سوال و تردید مهم در این زمینه پاسخ داده خواهد شد. اما قبل از هر چیز باید با یک اشتباه رایج در ترجمه نظریات داروین و دانشمندان بعد از او به زبان فارسی اشاره کنم. برای سالها در ترجمه  Evolution از واژه تکامل استفاده شده است، صرف این واژه در مفهوم شاید این معنا را دهد که طبیعت و زیست در یک خط مستقیم در حال تکامل و بهتر شدن بوده است اما حقیقت این است که آنچه در واقعیت اتفاق افتاده است میلیونها میلیون دگرگونی و تغییرات گاهی خوب و گاهی بد در موجودات زنده است و در نهایت تغییرات خوب تاثیر مثبتی در ماندگاری و سازگاری گونه ها داشته است. بنابراین واژه هایی مانند تطور و واژه فارسی فرگشت که چندسالی است رایج شده است معادل بهتری هستند.

۱٫ آیا ما ادامه نسل و تکامل یافته گوریلها و شامپانزه ها هستیم؟

جواب این سوالات بصورت ساده این است که خیر! ما از نسل گوریلها نیستم. بلکه همه ما از نسل نخستین‌ها یا انسانیان  هستیم که راسته ای از پستانداران است.  میمونهای امروزی یا گوریلها یا شامپانزده های همگی زیرشاخه ای از نخستین ها بوده اند و گونه هایی که نهایت تبدیل به انسان امروزی شده اند چندین میلیون سال پیش شکل و از دیگر گونه ها جدا شده است و البته همگی اعضای این خانواده‌ی بزرگ در طول میلیونها سال و در کنار هم تغییر کرده اند. انسان امروزی حاصل جهش ژنتیکی و چندین میلیون سال تغییر از موجودی بوده است که شبیه میمونها (میمونان) بوده است اما اینطور نبوده که یک جهش اتفاق افتد و از میمونی انسان حاصل شود ! بلکه در تغییرات بزرگ و زیر شاخه های بسیاری موجودات دیگری شکل گرفته اند که در نهایت یک سرده آن انسانها (انواع انسانها) بوده اند و از بین انواع انسانها در نهایت انسان هوشمند شکل گرفته است.

تاریخ تکامل و فرگشت انسان ها+ویدئو

اینکه آیا این چیز بدی است یا نه؟ حقیقت این است که برای سالها مخالفان نظریه فرگشت با مقایسه انسان و گوریلها  و ایجاد نوعی حس تحقیر برای ایجاد موج مخالفت با این نظریه استفاده می کردند. اما حقیقت این است که پدران ما گوریل نبوده اند! همانطور که شیر یا ببر یا اسب  یا دیگر پستانداران امروزی نبودند! ولی آنچه امروز هستیم حاصل عبور از تغییرات و تحولات موجودات زنده و بخصوص مهره داران و بعد پستانداران و این اواخر (چندین میلیون سال پیش) از کَپی ها بوده است.

۲٫ اگر ما در فرگشت هوشمند شدیم چرا میمونها یا شامپانزده ها هوشمند نشدند؟

بخشی از این سوال از همان تصویر از واژه تکامل می آید و انتظار ایجاد می شود که همه موجودات به شکلی که ما آنرا بهترین نتیجه تکامل میدانیم تغییر کنند. حقیقت این است که اگر قرار باشد هدفی برای فرگشت در نظر بگیریم (هرچند در واقع چنین هدفی به معنای یک هدف تعیین شده وجود ندارد) آن سازگاری و ماندگاری است. هوشمند بودن آنهم در حد انسان امروزی تنها یکی از شیوه های ماندگاری و سازگاری است و چه بسا اگر رویدادهای دنیا به شکل دیگری پیش میرفت و مثلاً برخورد شهاب سنگ در دوران دایناسورها اتفاق نمی افتد که باعث تقویت و حضور پررنگ تر پستانداران کوچک و کمی هوشمندتر بر روی زمین شد شاید اصلاً انسان  و بخصوص انسان هوشمند امروزی وجود نداشت.

بخش اعظم از تغییرات و تحولات موجودات زنده برای سازگاری بیشتر با محیط است و مثلا موجودی نیاز به دستانی بزرگتر برای حرکت بین درختان دارد یا موجودی نیاز به سرعت بیشتر برای فرار یا تامین خوراک خود دارد. گوریلها به مانند انسان هوشمند نشدند همانطور که کروکودیل ها یا مارها  پستاندار و شبیه میمونها نشدند و به زبان دیگر شکل اندام انسان امروزی و هوشمند بودن در این سطح غایت و سرنوشت محتوم فرگشت نیست.

۳٫نظریه داروین فقط یک فرضیه است از کجا معلوم درست باشد؟

آنچه داروین در نظریه تطور خود مطرح کرده بود براساس مشاهدات او از موجودات مختلف و سنگواره ها و فسیل ها و …بوده است. بنابراین نظریات او اگرچه در ابتدا کاملا بدون ایراد یا غیرقابل تردید نبوده است اما صرفاً یک کتاب تخیلی هم نبوده و همچنین او یکی از بهترین جوابها را برای شکل گیری موجودات زنده و تنوع آنها تا آن زمان مطرح کرده بود. اما از آن زمان سالها گذشته است و دانشمندان بسیاری روی این نظریه کار کردند و حتی برخی از ادعاهای داروین اصلاح شده اند و همچنین در یک تحول بسیار بزرگ ژن کشف و علم ژنتیک شکل گرفته است. اگر نخواهیم فقط به شواهد ارائه شده توسط داروین بسنده کنیم علم ژنتیک امروز شواهد دقیق تری در این زمینه ارائه میکند و مثلا توالی ژنی نیز قابل ارزیابی است. به زبان ساده تر علم ژنتیک همانطور که میتواند فرزند یا برادر یا خواهر شما را از بین میلیونها نفر (با درصد خطایی تقریبا ناچیز) تشخیص دهد تشابه ژنی و تغییرات و تحولات موجودات زنده را نیز میتواند بررسی کند. حقیقت این است که امروز در محافل علمی فرگشت به عنوان یک فکت و مصداق علمی پذیرفته شده است. همچنین به خاطر داشته باشیم که هنوز هیچ نظریه ای قابل اعتنای دیگری که براساس شواهد علمی و بدون نقض شواهد واضح باشد  برای پاسخ به چگونگی شکل گیری زیست و تغییرات موجودات زنده مطرح نشده است.

۴٫ تکلیف حلقه مفقوده داروین چه می شود؟

یکی از تردیدها و بهتر بگویم مغالطه ها در بحث رد نظریه فرگشت اشاره به حلقه گمشده داروین است! جواب این است که این حلقه برای زمان داروین و برای تکمیل توضیح تغییرات و دگرگونی موجوداتی شبیه میمون به انسان مربوط است. در واقع مشکل  این بود که داروین در آن زمان براساس فسیلها و استخوانهای به جا مانده شکل گیری و تغییرات گونه های موجودات زنده را ترسیم میکرد و مشخصاً طبیعت مسئول حفظ فسیل همه موجودات بخصوص موارد نادر و منقرض شده از میلیونها سال پیش نیست و پیدا کردن فسلیهای همه گونه های منقرض شده توسط داروین هم کار ساده ای نبوده و حتی پیدا کردن استخوانهای انسانهای غیرهوشمند نیز امروز چندان آسان نیست. امروزه علم ژنتیک نیاز به بررسی فسیلهای همه گونه های منقرض شده را کمتر کرده است و البته دانشمندان در این سالها فسیلهایی نیز پیدا کرده اند که جوابی برای جایگاه اشاره شده است.

۵٫یعنی باور کنیم که همه این پیچیدگی ها در روند تغییرات زیستی ایجاد شده؟

اگر قرار باشد انسان یا حتی یک پستاندار دیگر  را امروز براساس ویژگی ها و اندامش قضاوت کنیم باور اینهمه پیچیدگی بسیار سخت است. اما در یک نگاه درست ما نقطه آغازین را داشته و میتوانیم روند تغییرات از نقطه صفر به موجود پیچیده ای مثل انسان را بررسی کنیم.

ما موجودات تک سلولی را در نقطه صفر و بعد از آن میلیونها سال تغییرات تدریجی که حاصل آن به میزان قابل توجهی هنوز هم هستند را داریم. بطور مثال چشم را در نظر بگیرید از موجوداتی تک یا چند سلولی حساس به نور تا موجوداتی ابتدایی که تنها با کمی گود رفتگی در محل سلول حساس به نور قدرت تشخیص جهت نور را دارند و بعد موجودات فقط کمی پیچیده تر که قدرت تشخیص برخی رنگها را دارند و تا چشمان پیجیده انسان که البته میدانیم کاملترین و دقیق ترین چشم نیست و موجوداتی با چشمانی قوی تر نیز وجود دارند. باز لازم است اشاره کنیم که شاهد یک تکامل خطی در طبیعت نبوده ایم، بلکه میلیاردها تغییر بوده که در موجودات کمی تغییر ایجاد کرده است و اگر تغییر بد بوده آن موجود حذف شده و اگر کمکی در سازگاری بیشتر کرده است باعث بقا آن و در نتیجه تولید مثل بیشتر شده است و با لازم است اشاره کنیم که بیش از ۹۹ درصد فرمهای زیستی روی زمین  نابود شده اند و در واقع آنهایی که امروز هستند حاصل آن تغییر و جهشای کوچکی است که باعث حفظ و بقای آنها شده است.

 

سایت منبع نوشته

مطالعه بیشتر